|
پرپین سکوت ازکوچه لبریز است،صدایم خیس وبارانی،نمیدانم چرادرقلب من پاییز طولانیست
| ||
|
سلام هفته خوبی نداشتم میخوام بگم چرا ولی نمیدونم چطوری بگم یا از کجا بگم اگه دستم به یکی برسه حتما یه بلایی سرش میارم .آخه مگه مریضی ؟برو به زندگیت برس به من دیگه چیکار داری؟ هرچی فکر کردم نتونستم علت کارش رو بفهمم جز اینکه سادیسم گرفته باشه اونم از نوع حادش.. ترسو و بزدل .امام حسینی که تو بهش قسم میخوری برا من هیچ ارزشی نداره.. بیخیال اینم میگذره.. دانشگاه هم مسخره کرده مارو میگیم خوب کی بیایم برا ثبت نام ؟میگه اعلام میکنیم .. آخه مگه ما مسخره دست شماییم خوب بگید از بلاتکلیفی در بیایم .. امروز خیلی خوش گذشت مرسی از اونایی که آمدن .اونایی هم که نیومدن از دستشون خیلی عصبی هستم با من حرف نزنینا امسال رفتنم به دانشگاه با سالهای دیگه فرق داره همیشه به شوق دیدن دوستهام میرفتم ولی امسال اونا دیگه نیستن غیر از چند نفرشون و باید از دوستهای جدیدی که با خیلیاشون تابستون آشنا شدم جدا بشم دلم برا همه تون تنگ میشه اگه من برم کی میخواد همیشه آن باشه؟ عرض تسلیت : سمیه جون بهت تسلیت میگم امیدوارم غم آخرت باشه.
[ پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 ] [ 0:21 قبل از ظهر ] [ نارسیس ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||